پارت صد و بیست و دوم :
عصبی، انگشتامو توی موهام فرو بردم و با چند قدم کوتاه به سمت گوشه ای از اتاقم رفتم؛ جایی که بار کوچیک، مثل یه دخمه برای آرام کردن اعصابم، به دیوار تکیه داده بود.
بطری رو برداشتم؛ پیک رو حسابی پر ریختم.
مایع کهربایی زیر نور کم جون چراغ روی میزم، لحظه ای برق زد، درست قبل از این که توی لیوان بنشینه.
پیک رو بالا آوردم و یه نفس خوردم تا شاید ذهنم رو مجبور کنم آروم بگیره اما آروم نم
مطالعهی این پارت حدودا ۲۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم🥺
۳ روز پیش🦢AVAZ GHO🦢
0گفت تو دو چیز ماهر فوتبال و بوکس / اردوانم فوتبالش خوب بود یعنی مرد مخفی اونه 🙁
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اردوان کی فوتبالش خوب بوده؟ اگه منظورت خاطرات زمان بچگیشون بود که یه پسر دیگه بود که توب فوتبال داشت و نگران کلاسش بود
۱ هفته پیشهما
0و باز هم میگم قلمت شاهکاره و این رمانت واقعاا یه اثر موندگاره🫀🙏
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۱ ماه پیشالمیرا
2پارت ها چقدر طولانی ان. نویسنده دمت گرم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیشکیاشا
2این پارت نشون داد دلوین اصلاً یه دختر معمولی نیست هم قویه هم ووقعا باهوش😚😃
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم
۲ ماه پیشکیاشا
2اون لرزش صابر نشونه شکستش بود 🥲 طفلک ولی خب حقشه چرا با دلوین انقدر بد رفتاری میکنه عه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشنسیم
0مرد داستان همون مرد مخفی منظورمه 😂🙈 بهش مشکوکم ولی دوسش دارم 😅👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۲ ماه پیشنسیم
0این که مرد داستان میگه نمی خوام دوباره از دستش بدم… یعنی قبلاً هم از دستش داده؟
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید
۲ ماه پیشفاطمه سادات
0حرفمو دوبار تکرار نمی کنم صابر💀 گوش بده صابر دیگه اه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خواستم بگم منظورت چیه یاد دیالوگ مرد مخفی افتادم که این حرفو به صابر زد 😂
۲ ماه پیشMohammadi
0در فراغ پارت بعد.. هییع آواره گشته ام🙁🙊
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍🫂
۲ ماه پیشMohammadi
0من هنوز نمی تونم تصمیم بگیرم از مرد مخفی متنفر باشم یا دلم براش بسوزه رسماً مغزمونو به هم ریختیا کیانا😂😢
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشنینا
0اون بخش آینه… تصویر مردی که هنوز تصمیم نگرفته ولی وقتی بگیره رحم نمی کنه، عالی بود خدایی👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیشنینا
0فقط منم که حس می کنم صابر از همون اول یه چیزی تو دلش نسبت به دلوین بوده؟😕
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ن عزیزم صابر به دلوین حس نداره
۲ ماه پیشسخاوت
0شخصیت مرد مخفی داره کم کم از یه رئیس مافیا تبدیل میشه به یه هیولا وقتی پای دلوین وسطه… و این خیلی جذابه ها😍😁ویی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍🫂
۲ ماه پیشآلیه
0یکی اینطوری روی اسمم حساس باشه😭😭👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ندا
0چه قدر استرس گرفتم سر این پارت